مرتضى راوندى
9
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
رشد و تكامل زبان و ادبيّات فارسى زبان مردم ايران مانند ساير نمودهاى اجتماعى و فرهنگى آن ، در طى تاريخ دستخوش تغييرات و تحولات فراوان شده است . قبل از آنكه محققان ، به اسرار خطوط ميخى دست يابند و اوستا مورد پژوهش دقيق قرار گيرد ، تاريخ ادبيات باستانى ما كمابيش مبهم و مكتوم بود . به احتمال قوى ، قبل از اختراع خط و كتابت ، آرياييهايى كه در سرزمين ايران سكونت گزيده بودند و از راه كشاورزى و دامدارى امرار معاش مىكردند در ساعات فراغت ، از ترانهها ، آوازها ، افسانهها ، قصهها ، معماها و اسطورههايى كه به مدد حافظه از نسلى به نسل ديگر منتقل مىشود بهرهمند مىشدند ؛ يعنى در حقيقت از نوعى ادبيات ذهنى بسيار ابتدايى لذت مىبردند . در سال 1802 ميلادى « گروتفند « 1 » » كليد قرائت خطوط ميخى را بهدست آورد و « كريستيان بار تولد » قواعد دستورى زبان اوستا و پارسى باستانى را نشان داد . و لغتنامهيى براى اين زبان كهن تنظيم نمود و « انكتيل دوپرون » در سال 1771 ميلادى ، اوستا را به زبان خارجى ترجمه كرد و « جكسون » قواعد اين زبان را شرح داد . « دياگونوف » تاريخ ماد را نوشت و شرقشناسان آلمانى ، فرانسوى ، شوروى و انگليسى و دانماركى و جز اينها هريك در راه احياى گوشههايى از ادبيات و تاريخ باستانى ما قدمهايى برداشتند . علاوهبراين ، انتشار و اشاعهء تاريخ فرهنگ و تمدن باستانى يونان و روم قديم و آشنا شدن محققان فرنگى و ايرانى به روابط سياسى ، اقتصادى ، جنگى و
--> ( 1 ) . Grotefend